رشيد الدين فضل الله همدانى
15
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى )
جاى او بر تخت نشست ، و به مصالح ملك و معدلت قيام نمىنمود ، و به لهو و تماشا و طرب مشغول مىبود ، و ملك و ملّت معطّل و مهمل مىماند ، و اهل بدعت مجال و فرصت فساد مىيافتند . اعيان و مشاهير خراسان از ما درخواستند تا به معاونت و مساعدت ايشان قيام نماييم ، و حمايت ايشان كنيم . امرا و لشكريان او چند نوبت روى به ما نهادند ، و ميان ما و ايشان كرّ و فرّ و مصاف و حرب بسيار شد . نصرت و ظفر كه قائد دولت و علامت اقبال است ، بيشتر اوقات ما را مىبود . عاقبت به يارى خداى تعالى و نصرت او كه : وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ * و اقبال حضرت مقدّس نبوى نصرت ما را بود ، و ما غالب و مستولى آمديم ، شكر اين موهبت و نعمت و سپاس اين نصرت و سعادت را معدلت و انصاف در ميان خلايق گسترديم ، و از راه بيداد و جور كرانه كرديم ، و مىخواهيم كه اين كار بر نهج دين و قانون اسلام به فرمان خليفه باشد . و اين مكتوب بر دست معتمد ابو اسحق الفقّاعى فرستاديم . و در آنوقت پيشكار ايشان و وزير سالار ابو القاسم بوزجانى بود ، كريم عهد خويش و ممتاز ازجمله اقران . چون نامه بفرستادند ، ولايت قسمت كردند ، و هريكى از مقدّمان به طرفى نامزد شدند . چغرى بك برادر بزرگتر مرو را دار الملك ساخت ، و خراسان بيشتر خاص كرد ؛ و موسى بيغو به ولايت بست و زمين خاور و حدود هرات و اسفزار و سيستان و خاننشين چندانك تواند داشت نامزد شد ؛ و قاورد پسر مهين چغرى بك به ولايت طبس و نواحى كرمان و حوالى قهستان رفت ، و طغرل بك به جانب عراق آمد ؛ و ابراهيم ينال كه برادرش بود از طرف مادر و پسر برادرش امير ياقوتى و پسر عمّش قتلمش بن اسرائيل ملازم او بودند . چون شهر رى را مستخلص كردند ، و محروسهء تبرك به دست ايشان افتاد ، آنجا دار الملك ساخت ، و ابراهيم ينال را به همدان فرستادند ، و ياقوتى را به